پست 53 (تفلد...تفلد...تفلدت مبالك!)
وايييييييييييييييييييييي جيگره مامان... امروز روز تولدته و يك ساله شدي....هورااااااااااااااااااااااااااا
شعر تولد تقديم به عزيزترينم:
اشك شاديه شمعو نگاه كن...
كه واست ميچكه چيكه چيكه...
كام همه رو بيا شيرين كن...
بيا كيكو ببر تيكه تيكه...
همه جمع شده اند دوره تو امشب...
گل بوسه ميدن كه بچيني...
در جشن تولدت عزيزم...
همه انگشترن تو نگيني...
نگاه كن هديه هارو...
نگا بادكنكها رو...
همه رنگين و رنگين...
عجب شب قشنگي...
تولد تولد تولدت مبارك
مبارك مبارك تولدت مبارك
بيا شمعارو فوت كن 
تا صد سال زنده باشي
بيا شمعا رو فوت كن تا صد سال زنده باشي
تبريك تولد در صفحه ي متولدين امروز ني ني وبلاگ:

اميرعلي جون درست يك سال پيش روز 26 دي ساعت 9 و 10 دقيقه صبح پا به اين دنيا گذاشتي...باورم نميشه كه يك سال به سرعت برق و باد گذشت...
و ما حس نكرديم...ذره ذره بزرگ شدي و تغييراتي كه كردي رو متوجه نشديم...ببين چه كوچولو بودي...حالا واسه خودت آقايي شدي...اين عكس روز 26 دي پارسال وقتي كه فقط چند ساعت از به دنيا اومدنت گذشته بود گرفتيم
...

سه روزه كه شدي ختنه ات كرديم...11روزگي بند نافت افتاد...دقيقا يك ماهگي اولين كلمه ي زندگيتو گفتي: اغو
...
عيد نوروز سال 92 با حضور اميرعلي نوه ي بزرگ خانواده ي مادري...البته فقط عكستو با دايي محمد گذاشتم
...

و اما امير علي يك ساله ي ما... با كيك دست پخته خاله مليحه...
اول تعجب كردي كه قضيه چيه ؟ كيك واسه چي؟ شمع واسه چي؟

كم كم تعجبت بيشتر شد... و مشكوك شدي كه نكنه تولدته...

اينجا هم با دست و سوت و جيغ و هوراي ما حسابي ذوق زده شدي...

فداي اون خنده هات بشم...
جشن تولد اصليت در راهه ...منتظر باش


پست 53 (تفلد...تفلد...تفلدت مبالك!)
