پست 73 (مسافرت قسمت اول)
پسر گلم اول از همه تبریک میگم 2 روز قبل ماهگرد ![]()
ماهگی تولدت بود.....
مسافرت ما روز جمعه 4 مهر شروع شد...مشهد 3 شب ...گرگان 1 شب... بابلسر 1 شب...تهران 2 شب...توی مسیر برگشت هم استان یزد 1 شب خوابیدیم....
اولش فکر میکردم شاید توی مسیر اذیت بشی و طاقتت نیاد... می خواستم صندلی ماشین برات بخرم که بابا پشیمونم کرد و گفت امیرعلی نمیشینه توش
...خلاصه صندلی عقب ماشین برات رختخواب پهن کردیم و پایین صندلی عقب رو با رختخواب پر کردیم تا راحت بتونی بخوابی ولی توی ماشین غلت نمیزدی برعکس خونه
خیلی پسر خوش سفری بودی و چون کلا ددری هستی کیف میکردی که همش بیرونی
...راست میگن که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
....خیلی خیلی بعد از سفر اخلاقت بهتر شد و کاملا مشخص بود که بزرگتر شدی...بعد از سفر زبونتم باز شده...همه ی کلمات رو راحت بکار میبری و جملات دو قسمتی همراه با فعل میگی...خیلی لذت میبرم از حرف زدنت جیگر مامان
...
2 روز اول سفر توی مشهد تب داشتی بی دلیل ... ما مهمانسرای بیمارستان قائم رفته بودیم و چون بیمارستان نزدیک بود همون شب بردیمت
اورژانس و ازمایش خون ازت گرفتیم...ولی خداروشکر عفونت نداشتی و با شیاف استامینوفن تبت رو کنترل میکردم بعد از یک روز کاملا خوب و سرحال شدی
...ولی دکتر گفت هر وقت برگشتین شهرتون آزمایش ادرار ازت بگیریم...دیروز تازه موفق شدم آزمایشتو بگیرم ...نمیزاشتی بهت دست بزنم و میترسیدی کیسه رو بهت وصل کنم ولی به هر زحمتی بود موفق شدم ولی هنوز جوابش اماده نشده...ایشالا که همیشه صحیح و سالم باشی....
چند روز قبل از سفر از شیر روز گرفتمت و فقط تو خواب عمیق بهت شیر میدادم ولی روز همچنان شیر خشک رو میخوردی...این تبت توی مشهد و اینکه هیچی نمی خوردی باعث شد دلم بسوزه و دوباره بهت شیر دادم...البته اینو بگم که دوباره از شیر روز گرفتمت به همون روش قبلی روی سینم رو چسب زخم زدم و شما دیگه طلب شیر نکردی...قبلش میخواستم با استفاده از تلخک شما رو از شیر بگیرم که نشد چون با وجود اینکه تلخ بود بازم میخوردی
....الان هر وقت هوس شیر کنی برات شیر خشک درست میکنم...الان وضعیت غذا خوردنت هم خیلی بهتر شده
...راضیم ازت گلم

اینم عکس های مسافرت تا مشهد:
راحت توی رختخوابت صندلی عقب خوابیدی...


بعضی وقتا هم دوست نداشتی بری عقب روی پای من مینشستی...

روز بعد از اینکه ازمایش خون دادی...

عینکی که خودت رفتی سراغش...

گل من و چند تا از اسباب بازیها توی مهمانسرا...

پارکینگ حرم امام رضا (ع)....

باغ رضوان حرم امام رضا (ع)

امیرعلی در حال دانه دادن به کبوترهای حرم یا به قول خودش جوجه



ادامه دارد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پست 73 (مسافرت قسمت اول) 








