پست 74 (22 ماهگیت مبارک)
سلام عزیز دلم....امیدم... امروز 22 ماه از بودنت پیش ما میگذره
....و غنچه ی کوچولوی من روز به روز داره بزرگ و بزرگ تر میشه... امیرعلی جان چی بگم که خیلی دوستت دارم
....وقتی به این فکر میکنم که این روزا دیگه برنمی گرده بغض گلومو میگیره
....امیدوارم تا به امروز برات مادر خوبی بوده باشم....درسته بعضی وقتا جدی بودم....بعضی وقتا دعوات کردم....ولی در مقایسه با محبت و مهربونی و عشقم به تو آمارش خیلی خیلی کم بوده
....تو خیلی پسر بامحبتی هستی....تقریبا هر روز هوس میکنی من وببوسی و در مقابل منم بوسه بارانت میکنم
....اصلا کیف میکنم از با تو بودن....امیرعلی مامان الهی من فدات بشم....جدیدا خیلی دوست داری من ازت سوال بپرسم و تو به سبک بچه مهدکودکی ها بگی بـــــــــــــــــله
....بگم عشق منی؟ بگی: بـــــــــــــــله....بگم بوست کنم؟ بگی: بـــــــــــــلــــه...اینقدر قشنگ میگی که محاله بگی بله و من جیغ زنان از شدت ذوق تو بغلم فشارت ندم
....بعضی وقتا بابا به من میگه دیوونه ای!!! ولی من از دیوونگی با تو لذت میبرم....وقتی تو میخندی چرا که نه؟ در کنار تو خل بازی هم عالمی داره
...
راستی از شیر خودم هم تقریبا 95 درصد گرفته شدی
....اون 5 درصد هم برای بعضی شباست که تو خواب نق میزنی و من یکی دوباری بهت شیر میدم...روزها هم چند باری شیرخشک میخوری....عاشق میوه ای و همه ی میوه ها رو میخوری خداروشکر
....غذاتم از وقتی از شیر خودم گرفته شدی بهتر میخوری....هنوزم برات غذای جداگانه میپزم ولی از غذای خودمون هم میخوری....نان گرم هم خیلی دوست داری محاله نان گرم بگیریم و یه تیکه نخوری
....برای همین صبحا برات با نان تست تو ساندویچ میکر صبحانه درست میکنم....اینجوری هم نرمه هم گرم
... بیسکوییت دوست نداری ولی کیک میخوری....منم اگه وقت کنم حتما کیک میپزم چون پدر و پسر عاشق کیک هستین
....
تو کارهای خونه هم که پسری خیلی خیلی کمکم میکنه ایشالا که زنده باشه
....اصلا آشغال نمیریزی تو خونه و هر چی بخوری سریع از دور خونه جمع میکنی و رو ظرفشویی میزاری....توی اشپزی هم هر کاری که بدونم می تونی انجام بدی ازت کمک میگیرم تو هم مشتاقی برای این کارها....
برای 22 ماهگی فکر کنم همینا بسه
....


پست 74 (22 ماهگیت مبارک) 

